از ته دل برایت بازگو می کنم
برای برخاستن
نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است
حالا اما
نمی خواهم برخیزم
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام .....

عيدي
ياد كردي از دوست فراموش شده
برای اینکه . . .
برای اینکه بدانی ده سال چقدر ارزش دارد از یک سالخورده بپرس.
برای اینکه بدانی چهار سال چقدر ارزش دارد از یک رئیس جمهور بپرس.
برای اینکه بدانی نه ماه چقدر ارزش دارد از یک از مادری که نوزاد سالم به دنیا اورده بپرس.
رای اینکه بدانی یک سال چقدر ارزش دارد از یک دانش آموز مردودی دبیرستان بپرس.
برای اینکه بدانی یک ماه چقدر ارزش دارد از یک مادری که نوزاد نارس به دنیا آورده بپرس.
برای اینکه بدانی یک هفته چقدر ارزش دارد از یک از سردبیر یک هفته نامه بپرس.
برای اینکه بدانی یک ساعت چقدر ارزش دارد از دوستی که منتظر گذاشتیش بپرس.
برای اینکه بدانی یک دقیقه چقدر ارزش دارد از کسی که از قطار یا هواپیما جامانده بپرس.
برای اینکه بدانی یک ثانیه چقدر ارزش دارد از کسیکه از تصادف جان سالم به در برده بپرس.
برای اینکه بدانی یک هزارم ثانیه چقدر ارزش دارد از کسیکه مدال طلای المپیک گرفته بپرس.
فیلسوف عدالت
فقر در نگاه دکتر شریعتی
میخواهم بگویم ......
فقر همه جا سر میكشد .......
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......
فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......
فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفتهء یك كتابفروشی می نشیند ......
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ، كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ......
فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....
فقر ، همه جا سر میكشد ........
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست ..
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است
-برای من که یک روز بی معنی است - برای شما چی ؟
هشدار ! ! !
راز همه ي خوبي ها و خوشبختي ها فقط با ثقلين كه به صورت متواتر از اهل سنت و شيعيان بيان شده ، ميسر است.
عزيزان و دوستان گلم ،طبق فرمايش امير المومنين علي (ع) كه فرمودند : در آخر الزمان دين همانند آهن گداخته اي در كف دست ميماند - كه غير قابل كنترل است- بايد مواظب رفتار و اعمال خود باشيم كه در گودال بيفتيم خيلي سخت تر از اينها است بيرون آمدن از لجن زار.
با توسل به اهل بيت عليه السلام و قرآن كريم از پيچ و خم ها بايد عبور كرد ، اگر به مشكلي هم به برخورد كنيم ، مطمئناً از كم كاري در رابطه با عترت و كتاب آسماني ، "قرآن كريم "است.
**در خانه اگر كس است يك حرف بس است.**
فقط برای او ، بدون هدف او دستم به قلم نمی رود !!
بخش اول(سؤال و جواب با یکی از برادران اهل تسنن)
سؤال : چرا نسب سادات به حضرت زهرا سلام الله علیها می رسد ، آیا نمی دانید نسل انسان از طرف پسر ادامه می باید نه از طرف دختر؟
جواب : در قرآن کریم آیه 61 آل عمران ، که به آیه مباهله معروف است ، از امام حسن و امام حسین به عنوان پسران رسول خدا یاد شده است ، علاوه بر اینکه علمای خودتان از خلیفه دوم نقل کردند که رسول خدا (ص) فرمودند : ((هر حسب و نسبی جز حسب و نسب من ، در روز قیامت قطع می شود و ریشه و اساس هر دختر زاده ای از پدر وی می باشد غیر از اولاد فاطمه که من پدرشان هستم))(صواعق المحرقه ، ابن حجر ، ص 156 ، باب 11 ، فصل 1 ، آیه 9)
بخش دوم (اشعار محلی)
داشتم مروری بر 55 دوبیتی - محلی تویسرکان- تازه منتشر شده ، شاعر خوش ذوق آقای حسین شیخ الاسلامی می کردم به یک دوبیتی زیبا برخوردم ، که به حضرت صاحب الامر(عج )نسبت داشت آن را با خود گفتم و ادامه آن را به روی کاغذ آوردم ؛ به نظرم زیبا است و خواندن آن خالی از لطف نیست . زیرا اعتقاد دارم نباید آن گویش های زیبا و خالصانه مردان قدیم شهر به فراموشی سپرده شود ؛
ای شِر زیر و ِ یاد اَ میُ نَرَفتِن حََرفِ سِرکُنیان
این شعر زیر به یاد ازمیان نرفتن صحبت های مردمان سرکان است
باهار اُمَ و ِلی بی بَرگِ وبار َم
خدا مُنِ هَنی چِش اِنتظار َم
می کُنَم قُروُنِت جُو اِیَر بیای تُو
اِیَر پِیدات بِش ِ مَ غَم نیار َم
تا کِی هِی مَ بو اَم ایمرُو می آی تُو
پَ کِی می آی اِی یار مهر ِوُنی
گِر ِ مَ وا دِس ِ تو واز می شه،تُو
چِقَ مَ هی دُآ کنم و ِ ر ِ تو
همیشه هی مَ مُواَم ایشالا می آ
غصه نخوریتُ بَچا آقام دیه ، ای جُمَ می آ
می گیره انتقام مادریشِ
اُ چَکی که و ِمادریش ز ِیَنُ
مالیش که فِدَک بی ، و ِ زُور اِسُ نَنیشُ
خِلیفه شُو –ِ ریش ، علیِ ، که و ِ زُور اِسُ نَنیشُ
وا اُ مَیلِس فتنه ای که بَدِ مُردنِ پِیِمبَر چی اَنُ
. . . 26/2/89 شب شهادت ام ابیها(س)
برگردان برخی از کلمات
1.باهار =بهار 2. اُمَ = آمد 3.مُن ِ = می داند 4. هَنی =دوباره 5.چِش = چشم
6. قُروُنِت = قربانت 7 .جُو = جان 8. اِیَر =اگر 9. مَ = من 10.نیارَم = ندارم
11. هِی = دوباره 12.بو اَم = بگویم 13.ایمرُو = امروز 14. پَ = پس
15.مهرَوِنی =مهربانی 16. گِر ِ = مشکل 17. وا = با 18. دِس ِ = دست ِ
19.واز= باز 20.می شه = می شود 21. چِقَ = چقدر 22. دُ آ =دعا
23. و ِرِ = برای 24. ایشالا =انشاالله 25. می آ=می آید 26.اُ = آن
27.مالیش =مال مربوط به خود شخص 28. بی=بود 29. و ِ زُور= به زور
30.اِسُ نَنیشُ = گرفتن 31. شُو –ِ ریش = شوهر 32.مَیلِس= مجلس
33.بَدِ =بعد از 34.مُردن=رحلت 35.چی اَنُ = چیدند
یار همیشه حاضر !
در انتظار گنگ شب خوابید
به امید صبحی که فرا خواهد رسید
به امید خورشیدی که سیاهی های شب را
به نور زلالش پس خواهد زد
ودر روشنایی ها خواهد درخشید
اما !
اگر اجازه حضورم را بدهی !؟
و می دانم که اجازه خواهی داد
چون تو مهربانی و زاده رحمت
تو رحمت حقی که به خاطر ناپاکی ما انسانها
از دیده ها پنهان شدی
اما می آیی
پس به انتظارت خواهم ماند
تا آسمان بیدار مکه
بایدها و نبایدها
سال ۸۸ با همه فراز و نشب ها(برای من ) به پایان رسید ، سالی که در اواخر آن ، به حق یک سخن از علی (ع) (باتوصیه استاد) برایم به وضوح به بار نشست ، خیلی مهم بود اینکه در عبادت و . . . صبر و استقامت کردن .
به واقع این صبر و استقامت جواب داد ؛ دوست و آشنا با زبان و رفتار خود ماهیتشان را به صحنه آوردند و بخشی از راه که خیلی دنبالش بودم به جلوچشمم نمایان کرد .
این من نبودم که خیلی بالا بودم ، عنایت او بود که در چاه نیفتم ، این است راه حقیقی ، بدون هیچ پیچ و خمی ادامه می دهی .
راه اگر صواب و برای او باشد و هیچ کس در هدف آن دخیل نباشد موفق است ، البته باتلاق هایی جلو را ممکن است نمایان شود و صد البته تابلوهای پر از علامت ؟ .
در فکر بودم خیلی هم تدبر کردم که چطور باید عبور کرد ، آیا باید به محض رسیدن به این ایستگاه ها متوقف شد ؟ نه ! نه ! بلکه باید آن را هموار کرد ، راه را باز کرد و آن هم میسر نمی شود مگر با تمسک به آل الله ، ترک محرمات و انجام واجبات و مطالعه عمیق و کار ساز.
توسل به اهل خاندان پیامبر آخر الزمان را باید در روح و جان جستجو کرد . . .
انجام واجبات و ترک محرمات ، مطالعه کارساز هم به بند اولی بستگی دارد که اگر ارتباط برقرار باشد ، بدون هیچ چشم داشتی و با اعتماد به نفس بالا راه را ادامه می دهی ، زیرا مسیر تو دیگر راه الهی است و نه راه باطل ، فانی و غیر خدایی.
اما در این سیر انتخاب دوست خیلی مهم است (البته نه دوستی که همیشه با جان و روح سر و کار دارد و با نوای توسل آن روز را شب و شب را روز. . .)
امام جعفر صادق (ع) در مورد حدود برادارن و شرایط وجوی آنها پنج خصلت را بیان کردند و فرمودند هر کس این حدود را نداشت دوستی کامل نسبت ندهید:
اولها ان یکون سریرته و علانیه واحده
و الثانیه ان یریک زینک زینه و شینک شینه
و الثالثه لایغیره مال و لا ولد
والرابعه ان لا یمسک شیئا مما تصل الیه مقدرته
و الخامسه لا یمسلک عن النکبات باب الشفقه علی الاخوان
نخست آنکه ظاهر و باطنش با تو یکی باشد؛
دوم آنکه نیکی تو را نیکی خود و بدی تو را بدی خود بداند؛
سوم آنکه مال و فرزند او را تغییر ندهد؛
چهارم آنکه هر چه دستش می رسداز تو باز ندارد؛
پنجم آنکه در گرفتاریها تو را وا نگذارد.1
دوستی ِ بریده شده ،
{شاید کسی گمان نمی برد که آن دوستی بریده شود و آن دو رفیق که همیشه ملازم یکدیگر بودند روزی از هم جدا شوند . در بین مردم به عنوان رفیق امام صادق (ع) معروف شده بود، ولی در آن روز که مثل همیشه با یکدیگر بودند و با هم داخل بازار کفشدوزها شدند آیا کسی گمان می کرد که پیش از آنکه آنها از بازار بیرون بیایند رشته دوستی شان برای همیشه بریده شود ؟!
در آن روز با هم وارد بازار کفشدوزها شدند غلام سیاه حضرت همراهش بود . . . غلام پس از سه مرتبه به عقب برگشتن در بار سوم دوستش را دید، با خشم به وی گفت : " مادر فلان کجا بودی ؟"
تا این جمله از دهانش خارج شد ، امام صادق (ع) به علامت تعجب دست خود را بلند کرد و محکم به پیشانی خود زد و فرمود :
سبحان الله !به مادرش دشنام می دهی ؟! به مادرش نسبت کار ناروا می دهی؟! من خیال می کردم تو مردی با تقوا و پرهیزکاری. معلوم شد در تو ورع و تقوایی وجود ندارد. . .
امام بعد از این چند جمله دیگر به او فرمود : (( دیگر از من دور شو.))
بعد از آن ، دیگر کسی ندید که امام صادق با او راه برود ، تامرگ بین آن دو جدایی کامل انداخت .} 2
این گفتار و قطع رابطه حضرت با دوست خود به یکی از آن خصلت ها برمی گردد که دوست باید نیکی تو را نیک خود و بدی تو را بدی خود بداند ، آیا آن غلام راضی بود که آن دشنام را به وی بدهد ؟ در این مواقع باید شخص خود را به جای شخص مورد بی احترام قرار دهد ، آنگاه خواهد دید چه حالی به خودش دست می دهد.
امام صادق (ع) حدود اول را یکی بودن ظاهر و باطن (یک رنگی) را ملاک قرار داده است شاید بشود کمتر کسی را در این زمانه پیدا کرد که این خصلت را داشته باشد زیرا برخی برای منافع دنیایی فانی (کل من علیها فان ) دین و دیانت هم پَس می زنند تا به دنیای خود برسند .
در این دنیایی که به قول دکتر شریعتی آنها می خواهند تو نفهمی ، در واقع فقط ندانستن تو را می خواهند زیرا با دانستن تو از اوضاع و احوال آنها باخبر می شوی و هرچقدر ظاهر را در مقابل باطن سیاه خود خوب جلوه دادند ، باطن پلید نمایان می شود و بلکه رسوا می شوند .
در پایان سالی پر از نشاط و خوشی برای عزیزان و دوستانی که برای دانستن تلاش می کنند و برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند تبریک می گویم ، آرزومندم که همیشه زیر سایه امام زمان (عج) موفق و سربلند باشید.
___________________
1.مصادقه الاخوان – شیخ صدوق (محمد بن بابویه قمی) ، باب 2 ص 15
2.داستان راستان – استاد مطهری ، ج 1 - داستان 48 به نقل از اصول کافی (شیخ کلینی) ج2، باب البذاء ص 324
نامي جز افسوس درون آن نمي گنجد.
الهي بسيار ما اندك است و اندك تو بسيار
به خود فكر مي كردم ، به شب اول قبر و حشر ونشر; چه مي گذرد ، حساب و كتاب ؟ واي بر من!
انگار الآن بود ، بغض گلويم را گرفت و آن روزگاران وعده شده (يوم الحساب ، يوم الحسرت )
را جلو چشم مجسم كردم ، اعمال خويش و افراد جامعه ; آن را هم تجسم كردم ، نه گذري بلكه عمقي و با تأمل يعني " وَ اَنَّ الموت حَق " – "وَاَنَّ منكراً و نكيراً " و. . . را زمزمه مي كردم عن قريب در حال اتفاق افتادن . . .
/*
اِقِتَرَبَ لَلنّاس ِ حسابُهُم وَ هُم في غَفلَة ٍ مُعرِضُونَ /1 انبياء
مردم را (هنگام رسيدگي به) حسابشان نزديك شده و ايشان در بي خبري روي گردانند.
اَنّش الله َ نِعِمَّا يَعيظُكُم بهِ اِنَّ اللهَ كانَّ سميعاَ بَصيراً / 58 النساء
(خداوند) شما را به نيكو چيزي پند مي دهد ، خداوند شنوا و بينا است
رَبَّنا اغفرلي وَ لِوالِدَي َّ وَ لِلمؤ منين يَومَ يَقُومُ الحِسابُ /41 ابراهيم
پروردگارا ! روزي كه حساب برپا مي شود ، بر من و پدر و مادرم ببخشي
*/
پند و اندزها ي قرآني كه خداوند فرمود اگر بر سنگ خوانده مي شد آن را متلاشي مي كرد، در اين اعمال و رفتار ما كه نه اخوتي ، نه برادر و نه برابري ديده نمي شود چرا اثري نيست ، هيچ گونه احساسي نسبت به قرآن و گفتار معصومين نداريم چه بايد كرد ، آيا سكوت ؟ نه ! بلكه بايد زبان به ميان آورد و هر چه تواني براي بهبود تلاش كرد و طبق آيه ذيل به اجر نمي ماند:
يا ايّهَا اٌلإِ نسان ُ إِنَّكَ كَادِحٌ أَلي رَبّكَ كَأحًا فَمُلَقِيهِ / 6 انشقاق
اي انسان ! تو در راه پروردگارت تلاش مي كني و نتيجه آن را خواهي ديد.
البته امام صادق (ع) در حديثي فرمودند: تلاش و كوشش بدون پارسايي سودي ندهد /اصول كافي-ج4-باب ورع- حديث 1
خانواده اي بود درهم ريخته ، اوضاع و احوال خوبي نداشتند يكي خوب مي شد ، نفر بعدي بدترو بدتر; به حالشان افسوس خوردم، با خبر شدم بي مهري نسبت به مادر عامل آن شده .
در جامعه امروزي احسان ونيكي به پدر و مادر – حداقل تا جايي كه ما ديديم – در حال لِه شدن است وعجيب نيست كه خداوند در چندين آيه نيكي و رسيدگي به پدر و مادر خصوصاً در موقع پيري را مورد تأكيد قرار داده و فرزند را مكلف كرده ، حق ندارد حتي يك " تو" به والدين بگويد تا چه رسد به بي محبتي نسبت به آنان.
وَ وصَّينا الاِنسانَ بِوالِدَيه حُسناً /8 عنكبوت
ما به آدمي سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكي كنند.
وَاعبُدُوا الله ولَا تُشرِكُوا بِهي شَيئاَ وَ بِالوَالدَينِ اِحُسَاناً/36 النساء
خداوند را پرستش كنيد و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكي كنيد.
نمي توانم نگويم ، مي بينم و مي سوزم ; نزديكي هاي اذان ، شخص در حال زير پا گذاشتن حق الناس به يكباره گفت : واي . . . نمار اول وقت !؟
فَوَيلٌ لِّلمُصَلّينَ / 4 الماعون
پس واي بر نماز گزاران
الَّذِينَ هُم يُراءُونَ/6 الماعون
همان هايي كه اهل ريا كاري هستند
اين است يكي از درد هاي جامعه ، آيا ثقليني كه حضرت رسول (ص) فرمودند محجور مانده؟
بايد گفت كه محجورش كذاشتند ، دين براي برخي فقط به زبان است وظاهر ، براي به كرسي نشاندن رفتارو كردار.
از آن به عنوان ابزاري براي رسيدن به اريكه قدرت و تخت و تاج رياست استفاده مي شود ونه براي رضاو خشنودي پروردگار.
دوستي مي گفت : ببين محاسن گذاشتم همانند من باشد ، با خود گفتم به حتم مي خواهد مطلبي مفيد فايده بگويد غافل از اينكه ، گفت براي پست و مقام و به قولي جا زدن خود در اداره است .
از زندگي ها رنگ و بوي صفا و صميميت ولايي استشمام نمي شود;
سيرت و رفتار معصومين و بزرگان ديده نمي شود ;
اخلاق نبوي ، عدالت علوي ، پاكدامني زهراي اطهردر جامعه امروزي به فراموشي سپرده شده;
و...و. . .
أين . . . ؟
اَلذي يملاَ الاَرض عدلاً و قسطاً
كَما مُلِئَت ظلماَ و جوراَ
سوغات سفر به قم ** ولایت ، تکمیل رسالت
شیعیان بی دفاع زیدیه یمن
تاریخچه :
زیدیه به شاخه ای از مذهب تشیع گفته می شود که به امامت زید بن علی بن حسین (ع) معتقدند و خود را پیرو او می دانند . شیخ مفید (ره) در تعریف زیدیه آورده است :
﴿ زیدیه به امامت علی ، حسن ، حسین ، علی بن الحسین و زید بن علی قائل هستند و نیز به هر فاطمی ای که خود دعوت کند ودر ظاهر ، عادل و اهل علم و شجاعت باشد و با او بر شمشیر کشیدن برای جهاد بیعت شود و زید بعد از امام محمد باقر (ع) بهتر و از همگی افضل بود و همیشه مشغول خواندن قرآن بود ﴾
زیدیه در دوره های پس از شهادت امام زاده زید ، در ابتداء ، در کوفه و عراق و سپس در ایران و یمن شکل مذهب به خود گرفت .
امام زاده زید بیش از هر چیز آغازگر حرکتی پر شور بر ضد دستگاه ظالم خلافت اموی در عصر خود بود و در این را از تاکتیک ها و روش هایی نیز سود می برد که در بسیاری از موارد رنگ دینی و مذهبی به خود می گرفت .
مذهب زیدیه ، شاخه ای از تشیع به حساب می آید ودر اصول اعتقادی با امامیه مشترک است ، بیشتر به جهت نظریه خاص در مسئله امامت از شاخه دیگر تشیع یعنی اثنا عشری (امامیه) متمایز می شود، وگرنه این دو به همدیگر نزدیک اند : دراین میان آنچه مهم به نظر می رسد آن است که شخص امام زاده زید فقه خاصی بنا نکرده و اصولاً دغدغه او چیزی دیگر بوده است . از طرفی دیگر ، اصل مرجعیت اهل بیت و لزوم تمسک به کتاب و عترت اصلی پذیرفته شده در زیدیه است .
پس از شهادت امام زاده زید در سال 122 ، فرزندش یحی در سال 125 در خراسان قیام کرد و در همان سال به شهادت رسید . این قیام همزمان بود با آغاز فعالیت ابومسلم و دیگر مخالفان خلافت اموی که سرانجام به پیروزی عباسیان بر امویان در سال 132 انجامید . پس از یحیی ، زیدیه امامان مختلفی را به خود دید و بالاخره ، آخرین امامان زیدی که از خانواده حمیدالدین و از نسل امام قاسم رسی بودند ، امامتشان با امام محمد بن یحی حمیدالدین ((المنصور)) در سال 1307 ه.ق آغاز شد .
با این تفاوت که پس از استقلال دوم یمن از عثمانی ها در سال 1299 و به دنبال سیطره کامل دولت زیدی بر یمن که شاید برای اولین بار در این حد اتفاقده بود ، همزمان با تحولات سریع جهان و منطقه، عرصه بر حکومت امامان زیدی تنگ شد . امام یحی بن منصور هر چند کوشید تا با یک رشته سیاست ها ﴿ مملکت متوکلیه یمنیه ﴾- نامی که بر یمن گذاشته بود- را محفوظ نگه دارد ولی در انقلاب 6 مهر 1327 به قتل رسید و عبد الله بن احمد الوزیر از آل وزیر که به انقلاب قانون و انقلاب نامیده شد ، زمام امور را به دست گرفت . اما انقلاب علما در همان سال با شکست مواجه شد و امام عبد الله و نخست وزیرش علی بن عبد الله اعدام شدند . امام احمد بن یحیی فرزند امام یحیی دوباره بر مسند امامت تکیه زد. در 4 شهریور 1341 و پش از درگذشت امام احمد طی یک کودتای نظامی حکومت جمهوری اعلام شد ، فرزند امام احمد ، امام محمد البدر آخرین امام زیدیه بود که هیچ گاه فرصت حکومت بر یمن را پیدا نکرد .![]()
شیعیان و گروه الحوثی در یمن
اکثر جمعیت کشور یمن را اهل تسنن شافعی تشکیل میدهند و در درجه بعد ، شیعیان زیدی حدود 25 درصد از جمعیت کل یمن را تشکیل می دهند. شیعیان اسماعیلی ودر نهایت ، شیعیان دوازده امامی نیز در رتبه های بعدی جمعیت این کشور قرار دارند، هم اکنون چندین حسینیه در مناطق یمن برای اقلیت شیعیان دوازده امامی ساخته شده و شیعیان، مساجد و اماکن مخصوص خود را گسترش دادند .
از میان شیعیان یمن گروه الحوثی در سال های اخیر در صدر اخبار جهان درباره یمن قرار گرفته است . این گروه شیعی از سال 1383 نبردهای خود را با ارتش یمن از سر گرفتند ، دولت یمن بارها تلاش کرد با ارائه پیشنهادهایی در قبال تحویل اسلحه آنها را به آتش بس ترغیب کند ، اما آنها این پیشنهاد را نپذیرفتند . به اعتقاد آنها دولت یمن حقوق شیعیان را به رسمیت نمی شناسد ؛

این گروه همچنین خواهان بازگشت شرایط دوران زیدی ها که در پی انقلاب 1341 از یمن برچیده شدند به نظام مملکتی به ویژه در مناطق شمالی یعنی استان صعده هستند و این درگیری در دوسال اخیر باعث قربانی شدن صدها نفر شده است .
حسین الحوثی 45 ساله رهبری قیام زیدیان را عهده دار بود تا اینکه در درگیری ها دوساله پیش کشته شد و برادرش عبد الملک فرماندهی گروه را بعهده گرفت .
علمای اهل سنت و وهابیت خبیث ،دوغ پردازی هایی در مورد سید حسین الحوثی میگویند و حتی از نوشتن مقاله هم دریغ نمی ورزند ، اظهاراتی که می گویند اینکه سید حسین خود را پیامبر آخر الزمان معرفی کرده و لااقل ایشان را به عنوان یمانی آخر الزمان معرفی کردند ، تا جو جامعه یمن به خصوص دولت را بر علیه وی و به تبع آن شیعیان یمنی که گرداگرد ایشان جمع شده اند برتابند.
البته سید حسین در سخنرانی های خو این مطلب را رد می کرده و میگفته بنده طلبه ای بیش نیستم و حتی مجتهد هم نیستم تا چه رسد به پیامبر و امام .
ارتش یمن در چند ماه اخیر با همکاری ارتش عربستان در جنگ با شیعیان الحوثی به کشت و کشتار پرداخته است ، مجامع بین المللی حتی کشورهای اسلامی هیچ گونه عکس العملی را نشان ندادند، حتی ایران هم که این روزها درگیر مذکرات هسته ای است و قطعنامه ها ، اخیر با یک بیانه ای که توسط رئیس مجلس قرائت شد بسنده کرد؛درحالی که می توانستند مثل سفر به کشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی ، حرکتی دیپلماتیک هم به کشورهای همسایهداشته باشند و میانجی گری کنند برای صلح !!!
یاد داشتی بعد از بی توفیقی چند ماه
امام رضا (ع) : کسی که فاطمه معصومه (س) را زیارت کند سزاوار بهشت است.
امام صادق (ع) : براستی برای خدا حرمی است و آن مکه ، برای رسول خدا حرمی است و آن مدینه ، برای امیر المؤمنین حرمی است آن کوفه و برای ما حرمی است وآن شهر مقدس قم .
شهر مقدس قم به برکت وجود نازنین حضرت فاطمه معصومه (س) در نزد خداوند، ائمه و بزرگان دین وتشیع از جایگاه خاصی برخوردار است چانچه در برخی از روایات دارد که سه باب از باب های بهشت به روی اهل قم باز می شود و در زمان غیبت امام زمان (عج) شهر قم و اهل آن حجت خواهند بود بر تمام مردم تا ظهور آن حضرت.
همچنان که امام صادق (ع) فرمودند: قم را قم نامیدند زیرا اهل قم با قائم آل محمد (ص) اجتماع می کنند (برضد طاغوتها) قیام می کنند و با کمال استقامت و استواری بر یاری او می پردازند.
لذا شرایط حال و گذشتۀ نه چندان دور این شهر با روایات منافات ندارد که اکثر عالمان و مراجع عظام تقلید در آن سکونت دارند و البته عالمانی چون شیخ عباس قمی (ره) آن بزرگواری که به گَردن همه ما حق دارد، در هر منزل و محفلی که نظر می کنی کتاب مفاتیح الجنان -که مشتمل بر اکثر دعاها میباشد - این دانشمند فرزانه در کنارقرآن کریم دیده می شود ، در شهر قم به دنیا آمده است .
فاطمه معصومه (س)
آن بزگوار که با نام فاطمه و القابی چون معصومه ، کریم اهل بیت ، ستی و فاطمه کبری '، در بین شیعیان مورد احترام است ، پدرش امام موسی کاظم (ع) و مادرش نجمه خاتون –مادر امام رضا- می باشد.در اول
ذی القعده سال 173 ه.ق در مدینه منوره ، شهر پیامبر ، شهرغریبی زهرای اطهر (س)چشم به جهان گشود .
در سال 201 ه.ق یکسال پس از سفر امام رضا (ع) به شهر مرو ، به همراه عده ای از برادران خود برای دیدار و تجدید عهد با امام زمان خویش راهی دیار غربت شد . در طول راه به شهر ساوه رسیدند ، در آن شهر عده ای از مخالفین اهل بیت با مأموران حکومتی به جنگ با همراهان کریمه اهل بیت پرداخته و عده ای از همراهان وی از جمله دو نفر از برادران تنی حضرت شربت شهادت می نوشند . حضرت در حالی که از غم و حزن فراوان (به روایتی مسموم با زهر) بسیار بیمار بودند ، فرمودند مرا به به شهر قم ببرید ، زیرا از پدرم شنیدم که فرمود : شهر قم مرکز شیعیان ما میباشد . سپس حضرت به طرف قم حرکت کردند. سپس هفده روز در منزل موسی به خزرج سکونت داشتند و سرانجام در روز دهم یا دوازدهم ربیع الثانی 201ه.ق در قم دیده از جهان فرو بست و برای دفن وی چون کسی مَحرم به حضرت نبود ، اهالی مانده بودند چه کار کنند که دیدند دو سواره که به نقلی امام موسی کاظم علیه السلام و ثامن الحجج بودند ،آمدند و حضرت را به دل خاک سپردند.
منابع :1) منتهی الآمال ج 2 ، شیخ عباس قمی ، انتشارات میلاد
2)ویژه نامه فروغی (حسین ربیعی) به نقل از کتاب فروغی از دانش
بهائیت نه وهابیت !!
پیش گفتار
دشمنان نه تنها امروز بلکه از دیرباز هم به دنبال تفرقه بین مسلمانان بودند و از ترفند و حیله های گوناگون برای رسیدن به این غایت و هدف خود چند کشور با هم متحد شدند ولی نتوانستنتد به پیکره و شجره ی اصلی اسلام و شیعه خدشه ای وارد کنند ؛
انگلیس و روسیه در دوره ی قجر(قاجار) تا جنگ جهانی دوم و آمریکا پس از جنگ جهانی دوم ، برای نفوذ بیشتر در کشورمان (در کنار تمهیدات سیاسی ، اقتصادی و نظامی) تحرّکات فکری زیانباری را در ایران آغاز کردند یکی از این تحرّکات ، ایجاد و حمایت از فِرق شبه مذهبی است که در عصر قاجار در قالب بابیه و بهائیه بروز کرد .
هدف از تأسیس این فرقه ها وارد کردن ضربه جدی بر رکن و سنگر اصلی مبارزه و مقابله با اسلام و آموزه های تشیع بود که در سایه فرهنگ عاشورا ، تسلیم در برابر بیگانگان را بر نمی تافت. لذا بابیه و سپس بهائیه با هدف ریشه کن ساختن مفاهیم شیعی و دینی در ایران ، به کمک بیگانگان سر بر آوردند و با ادعایی چون بابیت، قائمیت ، نبّوت و نهایتاَ الوهیت ! کوشیدند عناصر مقاومت و بیداری را از بین ببرند یا به مسخ و ابتذال بکشند .
در تهاجم پیروان مسلک های استعماری به دین و هویت ملّی ، اهداف اساسی خارج کردن حوزه ی اجتماعی و در رأس آن سیاست و حکومت ، توجیه حضور استعمار در کشور به عنوان یگانه تجدّد و ترقُی و تثبیت نیروهای غربگرا در ارکان سایست گذاری و تصمیم گیری کشور دنبای شده و دو طیف منّور الفکران شیفته غرب و دین به دنیا فروشان مدّعی تجدّد دینی انجام این مأموریت را در ایران به عهده گرفتند.
فرقه بهایی از ابتدای پیدایش در بین مسلملنان به عنوان یک انحراف اعتقادی (فرقه ضاله ) شناخته شد. فرقه بهائیه منشعب از فرقه بابیه است ، بنیانگذار آیین بهائیت ، میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاء الله است و این آیین نیز نام خودرا از همین لقب برگرفت.
وی پس از ادعای بابیت توسط سید علی محمد شیرازی ، در شمار نخستین گروندگان به باب در آمد و از فعال ترین افراد بابی شد و به ترویج بابیگری بویژه در نور و مازندران پرداخت . پس از اعدام علی محمد باب به دستور امیر کبیر ، میرزا حسینعلی زمام کارها را به دست گرفت . امیر کبیر برای فرو نشاندن فتنه ی بابیان از میرزا خواست تا ایران را به قصد کربلا ترک کند و او در شعبان 1267 به کربلا رفت ؛ اما چند ماه بعد ، پس از برکناری و قتل امیر کبیر در ربیع الاول 1268 و صدرات میرزا آقا خان نوری ، به دعوت او به تهران بازگشت . در همین سالها تیر اندازی بابیان به ناصر الدین شاه پیش آمد و بار دیگر به دستگیری و اعدام بابیها انجامید و حسینعلی هم دستگیر شد ، وی به سفارت روس پناه آورد و شخص سفیر از او حمایت کرد و سپس به بغداد منتقل شد.
در این زمان بر خی از بابیان ادعای مقام (( من یظهراللهی )) کردند و علی محمد باب به ظهور یکی بعد از خود بشارت داده بود و او را (( من یظهر اللهی )) نامیده بوده و از بابیان خواسته بود به او ایمان بیاورند.
آدمکشی که در میان بابیان رواج داشت و همچنین دزدیدن اموال زائران اماکن مقدسه عراق ونیز منازات میان بابیان و مسلمانان باعث شکایت مردم عراق و بویژه زائران ایرانی گردید و دولت ایران از عثمانی خواست تا بابیها را از بغداد اخراج کند و بعد ها به شهر های ترکیه منتقل شدند.
از جمله دولت استعماری که بهائیت ، پیوندی عمیق و استوار با آن داشته و هنوز هم در ایران بیشترین پیوند را با آن دارد ایلات متحده آمریکا است که ماهیت و مواضع تجاوز گرانه ی آن در جهان بویژه ایران بر همگان روشن است .
بر اساس آمار منتشر شده توسط سایت رسمی محفل ملی بهائیان آمریکا تعداد کل بهائیان آمریکا رقمی در 155 هزار نفر است که شامل ایرانیان بهائی در آمریکا هم می شود و در کل دنیا 6000 میلیون نفر اعلام می کنند .
منبع : نشریه آموزشی اندیشه بسیج –ش 24 *استاد مجید غلامرضا
در کوی یار ...
عدم عارف شدن به مقام اهل بیت علیه السلام و جایگاه آنان در این زمان ازجمله مباحثی است که امروزه باعث آن شده که در مقابل برخی شیعیان –واقعی- بایستند و برای ضربه شدن به اسلام از ترفند های مختلف از جمله متهم کردن دوستان شیعی به نشناختن درست و صحیح اهل بیت - صفات وسیره ی حیات – و به تمسخر واستهزا گرفتن آنان است .
البته باید به اهل شیعه این هشدار را داد که برخی واقعاَ از کج فهمی آنان است و یا عدم مطالعه است که به این طریق در چاله هایی سر صراط المستقیم می افتند .
بدین جهت انتظار می رود که مطالعه خود را افزایش دهیم ، هیئت رفتن وسینه زدن بدون بی اطلاعی مثلاَ از شخصیت امام،ثواب آن را کمرنگ می کند ، برخی ها هم این کلام را بر زبان دارند که ما هر چه تلاش می کنیم نمی توانیم از بکائون و گریه کنندگان باشیم ؟ درجواب باید گفت که اگر شناخت کافی از ائمه علیه السلام داشته باشند و مصائب آنان را برای خود مجسم کنندنه تنها گریه جاری می شود بلکه اگرتقرب بیشترداشته باشند خون می ریزند .
امام حسین علیه السلام در زمان خلقت :
پیش از آفرینش موجودات که نه زمانی بود و نه مکانی و نه پدیده ای از پدیده های خلقت ، خداوند عزوجل پیامبر را آفرید و از آن نور مقدس ، نور وجود علی و حسنین را علیه السلام اجمعین را پدید آورد .
با استناد به روایت پیامبر (ص) که فرمود: حسین منّی و اناَ من الحسین (من از حسینم و حسین هم ازمن )
می توان گفت که پیامبر اکرم امتیازی که دارد این است که نور وجودش از امام حسین (ع) است .
زمانی که جبرئیل میخ های پنج گانه برای کشتی حضرت آورد هر کدام از میخ ها را به نام یکی از انوار پنج گانه برداشت ، زمانی که میخ منسوب به آن حضرت رسید نوری از آن درخشید و از آن ، رطبوتی خون رنگ احساس کرد . دلیل ان را پرسید پاسخ آمد که : این میخ منسوب به نام مقدس حسین علیه السلام است ورطوبت خون رنگ آن نیز، نشانگر شهادت ویژه ی ایشان در راه حق و عدالت است .
در هنگام شهادت وقتیکه قاتل شقی ، (حضرت را در زیر نورشدید آفتاب سوزان نیمروزی،سرزمین خاک خون دید گفت : به خدا قسم نورانیتش مرااز فکر کشتن او مشغول نمود ) با این که از لعینان و ترد شدگان الهی بود این نورانیت را درک کرد ، حال شیعیان باید با نورانیت آن شعله ور شوند و جوانان وقتی که خود را از غم و اندوه شهیدان به در و دیوار می زنند وبر خی ها هم از روی نفرت وکینه آن را به تمسخر و از ترد شدگان می دانند ،این همان نور حسین علی است که شعله ی سوزان آن تا این مرحله می رسد .
پس از ولادت ، پیامبر وی را در آغوش می کشید و گریه کنان زیر گلو و لب های آن را بوسه میزد و لعن بر قاتلین کربلا می گفت ، حتی وقت نماز هم وقتی حسنین بر پشت وی سوار می شدند در سجده می مانند تا ایشان از پشت ان خارج شوند .
پیامبر در اخرین عمر ، وی را روی سینه می فشرد و یزید را لعن و نفرین می کرد .
حضرت زهرا (س) : (هنگامی که حامل نور حسین بودم در تاریکی نیازی به چراغ نداشتم ) اهالی مدینه از نوارنیت وجود آن در تاریکی ها از آن نوانیت واحد بهرمند می شدند و حتی فطرس ملک هم که سالها در دره ای افتاده بود و با لهای آن شکسته بود توسط آن حضرت شفاء پیدا کرد.
با این روایات می توان ادعا کرد که در شب ، نورانیت حضرت ، ماه و درروز ، خورشید را در خود محو میکرد .
در روایت زیر جایگاه و مقام عزاداران و شیفتگان با اخلاص و واقعی را ذکر می کنیم شاید که مرهمی باشد :
حضرت در عالم برزخ در سمت راست عرش الهی قرار دارد وز آنجا بر قتلگاه خویش نگاه میکند و به خیمگاهش نظر دارد ، انبوه زائران خود را می بیند و هر یک از آنها را با نام ها و نام پدرانشان و مادرانشان و مقاماتشان در بارگاه الهی می شناسد .
بر محافل و مجالس سوگواری و عزادارانش نظر می کند و برای آنان طلب آمرزش می کند و می فرماید ( ای سوگوار اگر می دانستی خداوند برای تو چه پاداش هایی آماده ساخته است ، بی تردید شادمان و سرورت ، از غم و اندوهت ، بیشتر می شد .)
منابع :
1. خصائص الحسینیه (علامه شیخ جعفر شوشتری )
2. منتهی الآمال (شیخ عباس قمی )
بسم الله الرحمن الرحیم
یا صاحب الزمان ،
چه گویم
چو تو ناظری چه جویم چون تو حاظری
اخیراً حرف های زیادی به اهل دل و هیئتی های دلباخته ی اباعبد الله می
زنند ، حرف هایی که اگر کسی نباشد آنها را جواب دهد به اوج می رسد و به آنجایی می
رسد که می گویند مداح اهل بیت ،(یا امام زمان ببخشید)- به خدا داشتم می نوشتم اشک
روی چشم هایم جاری شد- با چه روی و چه اجازه ای به خود می دهند که می گویند فلان
مداح کافراست و چون اسم فلان کس را داخل متن
مداحی خود نمی آورد باید کافر شمرده شود به قول خودشان غلو می گوید، یکی بیاد بگه
که این اسم اسلام ناب مقدس را که بر روی دانشگاه آزاد گذاشتند رو جمع کنند که
واقعاً آبروی اسلام را هم برده اند،
بله حرفهای دیگری هم می زنند ،بابا چه خبر هر هفته و هر روز ، هیئت ،
به خدا قسم که قَسمی از این بالاتر نیست یک نشاط به اهل دل می دهند که هیچ کجای
این کره ی خاکی پیدا نمی شود وبعد ما برای کسی هر روز و هر شب در ماتمیم که پیامبر
(ص) در روز میلاد ایشان گریه کنان حضرت را می بوسیدند ، برای کسی عزاداری می کنیم
که حضرت آدم به وجود او بخشیده شد ، اگر امامان معصوم علیه السلام نبودند بهشت خلق
نمی شد واگر تمامی عالم خواستار وجود نازنین امیرالمؤمنین بودند جهنم خلق نمی شد
واگر ائمه (ع) نبودند ما روی زمین جایی نداشتیم .
این حرف ها را به سمع کسانی برسانید که حرف های ناروا به اهل هیئتی ،
وِرد زبان آنان است و چشم ندارند این مجالس را ببینند و فکر می کنند تیشه بر ریشه
ی مجالس می زنند در واقع باید گفت که آتشی از جهنم برای خود فراهم می کنند ، چون
این مجلس ها صاحب دارد و امیدوارم صاحب آن انتقام ، افراد مظلوم را بگیرد.
اگر مجالس عروسی و زفاف تا دیر وقت ادامه پیدا کنند و صدای آن تمامی
شهر را فرا بگیرد یکی نمیگه چکار می کنی ولی اَمان از آن روز و شبی که یک مجلس
برای امامان معصوم (ع) که روی نعمت آنان نشسته ایم ، بگیریم ؛ اعتراضها که یکی پس
از دیگری به سمع دوستان می رسد.
خدا را قسم می دهیم به پهلوه ی شکسته ی مادرش زهرا بر ما مت بگذارد ،
فرج امام زمان را برساند ، به خدا دیگه خسته شدیم از این حرف ها بشنویم و سکوت
کنیم .
مقدمه
با یاری خداوند و با استعانت از حضرت بقیه الله العظم ، کار خود را در مورد علم به روز کامپیوتر (سخت افزار و نرم افزار ) آغاز می کنیم .
امیدکه پلی باشد به سوی فتح قله .
به یاد آن یار از خاطر فراموش شده ...
انسان فطرتاً علم جو است، پس لازم است که هر چیز در ذهن وی سؤال شود به جستجوی آن بپردازد .
وجود امام زمان (عج) در این دنیا از جمله سؤلاتی است که در ذهن انسان نقش می بندد؛ باید گفت که وجود ولی درهر عصر و زمانی لازم است زیرا خداوند هیچ گاه زمین را خالی از حجت قرار نداده است و تا روز قیامت هم ادامه خواهد داشت.
اگر در تاریکی گرفتار شویم و راه خود را گم کنیم فقط یک نور فروزان می تواند راه رابه ما نشان دهد اگر امام زمان (عج) نبود ما صراط المستقیم و راهنمای خداوندی خود را از کجا پی می گرفتیم.
اگر این نعمات عنایت شده از سوی رب العرش و نام اشرف مخلوقات بر روی انسان نهاده شده است به یُمن وجود آن یار همیشه حاضراست و باید به شکرانه وجود آن یادگار جگر گوشه ی فاطمه (س) دست به دعا برداریم و فرجش را از ایزد منان خواستار باشیم .
اما برخی از انسان ها یک اعتقاد بسیار غلط داریم این که با خود می گوییم ما که گناه کاریم امام قائم (عج) اعتنایی به ما نمی کند ؟! در جواب باید گفت که،کار فرستادگان خداوند پاکسازی و بَری کردن انسان- ها از ناپاکی است.
واگراین عقیده را داشته باشیم چهارده معصوم که بیشتر نداشته ایم ؛ پس باید به خداوند متعال و ثقلینی که پیامبر (ص) در بین ما به امانت گذاشته است متمسک شویم وبه تزکیه وپالایش نفس خود بپردازیم (جهاد اکبر) واز خداوند متعال مسئلت کنیم که در هیچ لحظه ای بین ما وعترت و کتاب آسمانیش جدایی نیندازد.
لزوم حجت
1. بایستی ائمه حجت خدا باشند بر خلق چناچه انبیاء حجت خدایند بر خلق.
2.اطاعت ائمه فرض لازمیست ؛ به گفته ی خداوند، اطاعت کنیداز رسول خدا و فرماندهان به حق خودتان (نساء/59)، فرماندهان به حق همان اوصیاء و ائمه بعد از پیغمبرند.
3.خداوند هیچ گاه اهل زمین را بدون وجود حجت مورد عذاب قرار نخواهد داد.
4.باید ولی باشد تا سنت و فرائضی که کتمان شده است را احیا کند.
5. مگر می شود خون پایمال شود ، باید حجت بن الحسن بیاید و انتقام جدش امام حسین (ع) و مادرش زهرا را بگیرد(أین المنتقم )
6. مگر می شود این همه بی عدالتی و کشتار سراسر این کره ی خاکی را بگیرد ویک فریاد رسی به حال مظلومانی فرا نرسد که اگر حرفی برای دفاع از حقوقی خود بزنند باید تا عمر خانه نشین شوند. واگر هم حرفی صادقانه و مطابق با دستورات اسلام بزنند تا کِی معلوم نیست ممنوع السخن یا تبعید شوند .
7. هیئتی یا مجالسی برای اهل بیت میگری ، نیش و کنایه ها و اعتراض ها اهل هیئت را مورد اذیت قرار می دهد و هیچ کس جواب نمی دهد؛ باید کسی باشد که جواب این انسان های به قول خود اولیاء خدا را بدهد.
8. باید شخصی بیاید و صدای مظلوم و مستضعف را لبیک بگوید .
9. این حرمت شکنی به ساحت مقدس ائمه و ویران کردن حرم امامان معصوم (ع) مگر فریاد رسی نمی خواهد؟
10. این حساب های کلانی انباشته شده از خزانه ی بیت المال را چه کسی باید به سِویه بین مردم تقسیم کند؟ .
و... و...
به خدا قسم امام زمان دلش خون است و دستور داد که برای فرج منِ مهدی بسیار دعا کنید .
از دست ما ، از رفتار و کردار ما ، از این که به عیش ونوش خود مشغولیم و نمی دانیم روی پای خود هستیم به برکت وجود آن دوست دل نگران است ، رنج و سختی می کشد.
حرف ها زیاد است و شکایات از دست این انسان خیلی زیاد است، که اگر از این بیشتر شود ترسم روی این زمین الهی جایی نداشته باشم.
*اللهم عجل الولیک الفرج ؛ اللهم عجلنا من انصاره و اعوانه و ارنی فی آل محمد علیه السلام ما یعملون و فی عدوهم ما یحذرون.
.........حرم شیبتی علی النار.
در خواندن دعا ، وِرد و رسیدن به هدف واقعی دو اصل وجود دارد :
الف ) صحیح خواندن و جابجا نکردن متن آن که صاحب سخن و صاحب نفس گفته است ؛
ب ) توجه به صاحب دعا و پیر سخن ؛
سؤالاتی که در مورد بند پایانی دعای شریف ماه رجب که در حدیث صادقی به خواندن پس از نماز واجب ، تأکید شده است وجود دارد که مبهم است و افرادی که به زبان عربی مسلط نباشند ، اصلاٌ به آن برخورد نمی کنند مگر با قرائت معنی ؛ آن هم متآسفانه آنقدر سست و بی اهمیت هستیم نسبت به دعا و... که خیلی کم پیش می آید به زبان معادل آن پی ببریم، با این حال سوال اول این است که در کلمه ی " حرم شیبتی علی النار" (=حرام کن موی سپیدم را بر آتش) چرا فقط موی سپید را مورد خطاب قرار داده است اگر به این نحو باشد ، بقیه ی اعضاء و جوارح بر آتش حلال می شود؟ ! !
سوال دوم که شاید برای نوجوانان و زوج مؤنث مورد بحث باشد ، اگر منظور صاحب دعا محاسن سپید باشد نوجوان و زوج مؤنث که فاقد محاسن هستند؟ ! !
سوال سوم که برخی هم نظریه ای در این باب باز کردند این است ؛ حال که متن دعا برای نوجوان و زوج مؤنث صادق نیست کلمه ی " شیبتی " را با کلمه ی " جسم " (= حرام کن جسمم را بر آتش ) عوض کنیم !! ، جواب این را اول بحث دادیم که اصل الف را دربر میگیرد واگر قرائت کننده به آن توجه نکند به آن غایت و هدف نهایی قطعاً نخواهد رسید سؤال بعدی که ریزهم هست ، آنکه چرا معصوم ، محاسن را مورد خطاب قرار داده است ؟
جواب سوال اول و دوم این است که امام از فن کنایه در علم بلاغت استفاده کرده است در نتیجه تمام اعضاء جسم را در بر می گیرد (برای مؤنث و ومذکر=از جوان تا سال خورده).
اما جواب سؤال آخر آن است که اولین جوارحی از بدن که با کسی یا چیزی روبرو می شود صورت است و محاسن هم جزئی از صورت است.
رجب، ماه
طلوع خورشید فاطمه (س). . .
طلوع زوجه جمادی الثانی . . .
طلوع خورشید استوار بر تمامی اعصار. . .
طلوع عدالت وعبادت . . .
طلوع فجر حق بر باطل . . .
طلوع ماه فتح خیبر . . .
طلوع هارون نبی (ص) . . .
طلوع تکمه ی رسول الله (ص ) . . .
طلوع باب ایتام . . .
طلوع باب علم نبی (ص ) . . .
حیرانی عدو . . .
مسرور شدن ملائک . . .
رجب ماه اهل ولا و همه چیز . . . !
رجب ، یعنی
استغاثه به حضرت احدیت . . .
تضرع و خشوع در مقابل اَحد . . .
درد و دل با یگانه مهدی دوران . . .
احیای ناطق قرآن . . .
احیای نباء العظیم . . .
احیای عاشورا . . .
احیای قانون الهی . . .
رجب یعنی محمد و آل محمد ص ، و دیگر هیچ . . . !
اهتمام بر عمل
محبوب ترین عمل نزد پروردگار عملی است ؛ که ادامه دار باشد گرچه کم باشد
امام باقر علیه السلام
گاهی وقت هاپیش می آید، کاری را پیش می گیریم، حال چه دنیایی چه اٌخروی، بعد از چند روز یا فرضن چندساعت آن را رها میکنیم، گاه گاهی دعای ندبه می خوانیم ولی چه سود رسد دل عاشق را که دائم آن را نمیخوانیم ؛به طور مثال اگر باغبان درختان را سر وقت آب ندهد وهمیشه سر موقع مقرر این آبیاری نکند درختان پس از اَندی خشک می شود.
استواری بر کار، گر چه کم باشد بهتر از عملی است که زیاد باشد ولی با عدم مداومت مواجع شودو لذا صاحب زبور آل محمد ، امام سجاد علیه السلام در این باره به نقل از شیخ کلینی (ره ) بارها فرمودند: به راستی من دوست دارم پی گیری عملی را و اگر چه کم باشد ؛
ما از نماز اول وقت خواندن همیشگی هم از غافلانیم ، چه درمنزل و چه مسجد؛
از یاد گرفتن امور دینی که حتی وارد شده که یک روز را در هفته به این فرایض الهی تخصیص دهیم تنبل و بی توجه هستیم ویا در مجلسی که هستیم گوش به سخننان مبلغ نمی دهیم اینها همه از سست عنصری و جدیت نداشتن در کاراست که در انسان ایجاد می شود.
امام صادق علیه السلام فرمودند : هر گاه مردی کاری پیش گرفت تا یک سال ادامه دهد وسپس اگرخواست عمل دیگری پیش گیرد زیرا در یک سال شب قدر است ، این است که خدا خواسته است ، باشد. (1)
امام سجاد علیه السلام در صحیف السجادیه فرمودند:
وَ یا مَن یَشکُرُ عَلَی القَلِیل ِ و یُجَازِِی بالجَلِیلِ .( 2 )
و ای کسی( = خداوند ) که کارِ کم را سپاس می گویی وپاداش بزرگ می دهی !
*خدایا من را از خواب غفلت بیدار کن*
____________________
1. اصول کافی- باب استواری برعمل و پیگیری آن
یکی از مسائلی که در بین افراد جامع امروزی به خصوص جوانان ممکن است مطرح شود مسئله غیبت امام زمان علیه السلام است ؛ که دلیل اثابت آن را بزرگان فرموده اند
الف) غیبت پیامبران پیشین : امام صادق علیه السلام به عبد الحمید بن ابی دیلم فرمود: ای عبد الحمید برای خداوند رسولان آشکار و پنهان و غائب بوده ، تصدیق آن در قرآن مجید آیه 164سوره نساء رسولانی که داستانشان را از پیش برای تو گفتیم و رسولانی که قصه آنها را نگفتیم وخدا با موسی به وضع خاصی سخن گفت : حجت های خدا از هنگام مرگ آدم تا پیدایش ابراهیم چنین بوده اند : اوصیای نهان و عیان ، چون ابراهیم بدنیا آمد ، برای آنکه ظهور حجت درآن زمان امکان نداشت ، خدا زایش و پایش آن را از دید مردم پنهان کرد ، حضرت ابراهیم در موقع تسلط ظالمان نمرود در پشت پرده بود و خود را به مقام نبوت ظاهر نمی کرد تا سالها نمرود توسط افرادی در جستجوی ابراهیم می گشت تا آنکه مدت غیبت سرآمد واظهار نبوت واجب گردید و.... و در ادامه روایت غیبت حضرت موسی (ع) ورا... پرداخته است " که چون روایت طولانی بود ما از ذکر آن خود داری کردیم .1(قطره ای هم از دریا پیش آید غنیمتی است )
ب ) در قرآن ، ذیل آیاتی به این موضوع پرداخته است :
۱. آیه سه سوره بقره: الذین یومنون بالغیب .... ؛ منظور الغیب ، غیبت امام عصر عج الله تعالی شریف است .۲
۲. آیه 164: امام محمد باقر علیه السلام فرمود : ذکر نام آن پیامبرانی را که پنهان بودند.۳
ج) سخن پیامبر صل الله علیه و آله : امام صادق علیه السلام به عبد الحمید بن ابی دیلم : پیامبر (ص )اسلام طبق دستور به روش پیامبرا ن پیشین لازم بود که اوصیای خویش را تعیین کند ، چنان که پیامبران پیشین تعیین کردند ، پیغمبر همچنان اوصیای خود را تعیین کرد و خبر داد که مهدی پایان امامت است و زمین را پر از عدل و داد کند چناچه پر از جور و ستم گردیده است .۴
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. کمال الدین ص 100 ( شیخ صدوق رحمه الله علیه)
۲. صاحب تفسیر شریف لاهیجی ، ذیل همین آیه
۳. تفسیر شریف لاهیجی ذیل همین آیه 4. ادامه حدیث قسمت 1 (ص 100 کمال الدین )
حرف دل
حرف دل
کاش ازقلبم به قبرش راه داشت ؛
کاش زهرا زیارتگاه داشت ؛
زین همه شادی و عشرت ما چه سود؛
کاش قبر مادرم پنهان نبود ؛
از زبان مادر :
علی جان در شهر مهر و عاطفه پیدا نمی شود؛
یک تن چو من فدایی مولا نمی شود ؛
هجر پدر ، غریبی شوهر ، فراق طفل ؛
مظلوم تر از فاطمه نیست ؛
من خواستم که حق تو را گیرم از عدو ؛
باور کن علی به خدا تنها نمی شود ؛
...


